X
تبلیغات
آسمان سرخ(IRAN APPI FLYING SCHOOL) - روزه و پرواز!!!
نوشته:خانم محمدی

روز جمعه تاریخ 06/05/1391  استادمون  (آقای فلاح ) بعد چند هفته به زنجان اومده بودند ، همه بچه ها رو بردند سایت پروازی طارم. من وهمسرم كامران هم با نيم ساعت تأخير ساعت 9:30 به سایت پروای شماره 3 ( یا حسین ) رسیدیم هوا تازه داشت جون مي گرفت
 باد km/h 3-4 از روبرو ميوزید ولي يدست نبود . بعضي وقتها شديد مي شد و بعضي وقتها ضعيف كه نشان دهنده هواي ترمیک بود .
طبق انتظار ، هم تیمی ها رو سایت بودند . عده ای در حال آماده شدن بودند و مربیمون آقای فلاح هم در محل لند مشغول کوچ کردن پرنده ها بودند . چند نفری تیک آف کردند و من هم با کسب اجازه از مربی تیک آف کردم . همون ابتدا با استفاده از ترمو دیواره سایت ، حدود 100 متری بالای سایت ارتفاع گرفتم .
 من و سينا حیدری با هم رو آسمون بوديم . کامران و آقای آزادی ( کمک مربی تیممون ) هم اومدند کنار ما . استاد گفت با ارتفاع بدست آورده تغيير مسير بدين و به سايت بالاتر ( یا زهرا )حركت كنيد . آقاي آزادي من و سينا رفتيم رو سايت يازهرا . دیواره خيلي فعال بود. بالم تكون هاي شديدي داشت . تمام حواسم به بالم بود . دو بار بالم تاك كرد و يبار هم كراوات شد كه سريع ريكاوريش كردم . نميشه گفت هوا خشن بود اما ترمال 4-3  اونم تو آب و هواي طارم نشان از روز خيلي خوب و فعال بود . بیشتر از یک ساعت از زمان تیک آف من می گذشت . به base ابر رسیدیم و لحظاتی داخل ابر پرواز لذتبخشی داشتیم اما به دستور مربی سریع از ابر خارج شدیم و پروازمون رو ادامه دادیم .
آقاي آزادي و سينا رفتن سمت غرب برا مسافت . من ارتفاع كم آوردم و مجبور شدم برگردم رو سايت تا ارتفاع بدست بيارم و دنبالشون برم . بچه ها کمی جلوتر كه رفتن به سينك دره خوردن و نتونستن ادامه مسير بدن و برگشتن سمت سايت .
من در حال اسکن منطقه ناگهان از یک shear  توربولانس عبور کردم و  دو طرف بالم tuck کرد. سمت راستم در حد 15% و سمت چپ در حد 25% . سمت راستو با دو بار پمپ کردن باز کردم،اما از سمت چپ به چرخش افتادم . اون لحظه نمي دونم چرا بدجور ترسيدم . سرعت چرخش بالم به سرعت زیاد شد.سعی کردم وزنم رو مخالف چرخش نگه دارم تا بالمlevel بشه اما سخت بود . ارتفاع زيادي از دست داده بودم . بالم رفت تو چرخش 360 گود  و من هم بدون توجه به کاهش AGL با بالم کلنجار می رفتم تا شاید بتونم ریکاوریش کنم . اما بالم رفت تو حالت اسپیرال دایو ( به سرعت این اتفاق افتاد ) وزن رو طرف مخالف انداختم و  با تمام  قدرتم برک سمت مخالف رو کشیدم تا از دایو در بیارم ( کاری که بارها انجامش داده بودم ) ولی نشد . یا قدرتم نرسید یا برک فشارش خیلی زیاد بود .
با سرعت به دیواره کوه نزدیک میشدم.خيلي وحشتناك بود .احساس کردم نمی دونم باید چیکار کنم. فقط مرگ رو جلو چشم هام می دیدم. محکم چسبیده بودم به کف هارنس و سرم رو به پایین بود . يه لحظه فرياد آقاي آزادي رو از بیسیم شنديم كه مي گفت الهام كمكي ... کمکی ... دست بردم به كمكي . قدرتم نرسيد.انگار که فشار G کار خودش رو کرده بود . مجبور شدم برک ها رو رها کنم و  دو دستي کمکی رو بکشم بیرون . کمکی از دستم پرت شد . اصلا اميدي به باز شدن كمكي با اون ارتفاع كم رو نداشتم . دقیقا نمی دونم ولی حدس می زنم تو ارتفاع 50 یا 60 متری از سطح زمین کمکی کشیدم.بعد از باز شدن کمکی بلافاصله بالم از دايو خارج شد،کراواتش باز شد و به پرواز در اومد . سریع بالم رو از رایزرها با تمام قوا به جلو هل دادم تا با کمکی تداخل نداشته باشه و در عین حال خودشم تو پرواز باشه . به فاصله 5 يا 6 ثانيه بعد از کشیدن کمکی نشستم رو دامنه كوه . ریج دیواره و باد مناسب باعث شد یه لند خیلی آروم داشته باشم . بدون کوچکترین خراشی . باورم نمی شد که زنده باشم . پشت بیسیم داد زدم : من سالمم . نگران نباشید ..
بلافاصله هم تيمي ها و آقا شاهین با راهنمایی آقای آزادی که بالای سرم پرواز میکرد،پیدام کردنو  اومدن بالاسرم . وقتي ديدن حالم خوبه ، كمك كردن رفيتيم بالا رو سايت يا زهرا و با ماشين اومدیم سمت لند .
 از یک قدمی مرگ برگشتم باورم نمیشد که چه اتفاقایی ظرف چند ثانیه برام افتاد. تا يكي دو ساعت تو شوك بودم . وقی همه تو لند کنار هم جمع شدند ، در مورد حادثه صحبت كرديم.
 
مهمترين و مهمترين نكته كه بهم گوشزد شد اين بود كه : وقتي كسي روزه گرفته ، قند خونش سريع افت مي كنه و در زمان لازم مغز درست فرمان نمی ده . و برای من هم همین اتفاق افتاده بود . تغذیه درست قبل از پرواز خیلی خیلی مهمه . گرسنگی،تشنگی،استفاده از دارو،کم خوابی و یا هر عاملی که روی اعصاب تأثیر بذاره احتمال خطر رو زیادتر می کنه و در این شرایط ، عاقلانه ترین کار پرواز نکردنه . حتی اگه هوا فوق العاده باشه .
من چند اشتباه داشتم که باعث این اتفاق برام شد : 1 – وقتی دو طرف بالم دچار تو زدگی شد ، باید با حفظ هدینگ از دیواره جدا می شدم و رو دشت به ریکاوری بال می پرداختم . 2 – برای باز کردن کروات ، اول کروات کوچکتر رو باز کردم که همین باعث شد وزنم زیر قسمت کروات بزرگتر باشه و بال سریع به چرخش بیفته 3 – بعلت ارتفاع کم و نزدیک دیواره بودن به محض افتادن بال در دایو باید سریع کمکی میکشیدم در حالی که من حدودا 8 دور تو گردش دایو بودم.
خوانندگان عزیز ،بعلت برخورد دستگاه vario  من با زمین و شکستن اون نتونستم ارتفاعهای ذکر شده در متن رو دقیق ذکر کنم.انشااله بعدا فایلشو در xcontest  قرار میدم.
 
*به امید پرواز های خوب و ایمن  برای تمامی خلبانان*









 

+ نوشته شده توسط شاهین در سه شنبه 1391/05/10 و ساعت 21:4 |